مهمترین اصطلاحات تحلیل تکنیکال با 17 مفهوم کلیدی

تحلیل تکنیکال، زبان مشترک تریدرها و تحلیل گران بازارهای مالی است. در واقع تحلیل تکنیکال زبانی که پر از مفاهیم و اصطلاحاتی است که درک صحیح آن ها می تواند مسیر موفقیت شما را هموارتر کند. اگر تازه وارد دنیای معامله گری هستید یا می خواهید درک عمیق تری از نمودارها و حرکات قیمتی داشته باشید، شناخت اصطلاحات تحلیل تکنیکال برایتان حیاتی است. در این مطلب قصد داریم تا شما را با معنا اصطلاحات تحلیل تکنیکال آشنا کنیم، پس با ما همراه باشید.
اصطلاحات تحلیل تکنیکال به انگلیسی
اگر بخواهیم شما را با اصطلاحات تحلیل تکنیکال به انگلیسی آشنا کرده و در مورد معنا آن صحبت کنیم، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- Average True Range یا میانگین دامنه واقعی
یکی از اصطلاحات انگلیسی تحلیل تکنیکال، میانگین دامنه واقعی یا ATR است که نوسانات بازار را به صورت عددی نشان می دهد. این اندیکاتور بیشترین مقدار بین سه اختلاف را اندازه گیری می کند که شامل بالا تا پایین روز جاری، بالا تا قیمت بسته شدن روز قبل و پایین تا قیمت بسته شدن روز قبل می شود. نتیجه این محاسبات یک نمای کلی از میزان نوسان در بازار است. ATR کمک می کند تا نقاط مناسب برای تعیین حد ضرر یا تشخیص بازارهای پرریسک و کم ریسک مشخص شوند. هرچه ATR بزرگ تر باشد، نوسانات بیشتر است.
2- Bollinger Bands یا باندهای بولینگر
باندهای بولینگر از یک میانگین متحرک مرکزی و دو خط در بالا و پایین آن تشکیل شده اند که با انحراف معیار فاصله دارند. این باندها با نوسانات بازار منقبض و منبسط می شوند، زمانی که بازار آرام است باندها به هم نزدیک تر می شوند و در شرایط پرنوسان فاصله می گیرند. معامله گران از این باندها برای شناسایی نقاط اشباع خرید و فروش، نقاط برگشتی احتمالی و حتی تعیین اهداف قیمتی استفاده می کنند. ترکیب باندهای بولینگر با سایر اندیکاتورها می تواند سیگنال های قوی تری برای معاملات ایجاد کند.
3- Candlestick Charts یا نمودار شمعی ژاپنی
نمودارهای شمعی یا کندل استیک روشی تصویری برای نمایش داده های قیمتی هستند که شامل قیمت باز، بسته، بالاترین و پایین ترین در یک بازه زمانی اند. شکل شمع نشان می دهد که بازار در آن دوره صعودی بوده یا نزولی. بدنه سفید یا توخالی یعنی قیمت بالا رفته و بدنه مشکی یا پر یعنی قیمت پایین آمده است. با کنار هم قرار گرفتن چند کندل، الگوهایی شکل می گیرند که تحلیل گران از آن ها برای پیش بینی روند آتی بازار استفاده می کنند. برای درک بهتر عوامل موثر بر تصمیم گیری های معاملاتی، مطالعه مطلب روانشناسی ترید از مارک داگلاس در سایت آقای ترید می تواند بسیار مفید باشد.
4- Chaikin Oscillator یا اسیلاتور چایکین
اسیلاتور چایکین با تفریق میانگین متحرک نمایی ۱۰ دوره ای از خط تجمع/توزیع از میانگین متحرک ۳ دوره ای همان خط ساخته می شود. این ابزار برای بررسی قدرت جریان پول به یک سهم استفاده می شود و به تحلیل گر کمک می کند تا واگرایی بین قیمت و حجم را شناسایی کند. اگر اسیلاتور چایکین به سمت بالا حرکت کند، معمولاً نشانه ای از ورود پول هوشمند به بازار است و برعکس. این اندیکاتور به ویژه در زمان بررسی برگشت های احتمالی روند کاربرد زیادی دارد.
5- Commodity Channel Index (CCI) یا شاخص کانال کالا
شاخص کانال کالا یا CCI به عنوان یکی از اصطلاحات تحلیل تکنیکال ابزاری برای شناسایی زمان مناسب ورود و خروج در بازارهایی با رفتارهای چرخه ای یا فصلی است. این اندیکاتور با استفاده از میانگین متحرک و انحراف معیار، میزان انحراف قیمت فعلی از مقدار میانگین را اندازه گیری می کند. اگر مقدار CCI بالاتر از ۱۰۰ یا پایین تر از -۱۰۰ برود، نشانه ای از شرایط اشباع خرید یا فروش است.
6- Elliott Wave یا نظریه امواج الیوت
نظریه امواج الیوت فراتر از نمودارهای سنتی عمل می کند و با ارائه ساختاری چرخه ای برای حرکت بازار، کمک می کند بفهمیم بازار در کدام مرحله از یک موج کلی قرار دارد. الیوت معتقد بود حرکت بازار از الگوهای تکرارشونده ای شامل پنج موج صعودی و سه موج اصلاحی تشکیل شده است. این امواج شامل زیرموج های کوچک تری نیز می شوند که ساختار آن ها را پیچیده تر می سازد. اگر به دنبال یادگیری دقیق تر و کاربردی تر زبان بازار هستید، مطلب اصطلاحات ict در سایت آقای ترید مرجع مناسبی برای شما خواهد بود.
7- Fibonacci یا فیبوناچی یکی از اصطلاحات تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال
نسبت های فیبوناچی یکی از اصطلاحات تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال است که ابزار بسیار مهمی در تحلیل تکنیکال هستند که برای شناسایی سطوح بازگشتی قیمت استفاده می شوند. زمانی که یک روند آغاز به اصلاح می کند، نسبت هایی مانند ۳۸.۲٪، ۵۰٪ و ۶۱.۸٪ به عنوان سطوح احتمالی توقف یا برگشت روند در نظر گرفته می شوند. این سطوح روی نمودار با خطوط افقی از کف تا سقف یک حرکت ترسیم می شوند. معامله گران از این ابزار برای تنظیم حد ضرر، شناسایی نقاط ورود و خروج، و بررسی واکنش قیمت به سطوح کلیدی استفاده می کنند.
8- Moving Averages یا میانگین های متحرک
میانگین های متحرک به ما کمک می کنند تا نویز قیمت ها را فیلتر کنیم و روند کلی بازار را راحت تر ببینیم. SMA میانگین ساده ای از قیمت ها در یک بازه زمانی مشخص است، در حالی که EMA به قیمت های اخیر وزن بیشتری می دهد و سریع تر به تغییرات واکنش نشان می دهد.
9- Relative Strength Index (RSI) یا شاخص قدرت نسبی
RSI یکی از محبوب ترین اوسیلاتورها است که قدرت حرکت قیمت را در بازه ۰ تا ۱۰۰ نشان می دهد. معمولاً مقادیر بالای ۷۰ به معنی اشباع خرید و زیر ۳۰ به معنی اشباع فروش است. این شاخص برای تشخیص بازگشت روند، واگرایی و حتی تعیین نقاط مقاومت و حمایت کاربرد دارد.
10- MACD یا واگرایی/همگرایی میانگین متحرک
MACD شاخصی است که مومنتوم را بررسی می کند و از دو خط اصلی تشکیل شده که خط MACD تفاوت دو EMA و خط سیگنال میانگین خط MACD است. تقاطع این دو خط، سیگنال خرید یا فروش صادر می کند.
11- Support and Resistance یا حمایت و مقاومت یکی از اصطلاحات انگلیسی تحلیل تکنیکال
سطوح حمایت و مقاومت نقاطی هستند که قیمت تمایل دارد در آن ها متوقف شود یا بازگشت کند. حمایت کف قیمتی است که در آن خریداران فعال می شوند و مقاومت سقفی است که فروشندگان وارد عمل می شوند. این سطوح مبنای بسیاری از استراتژی های خرید و فروش هستند و معمولاً نقاط کلیدی بازار نیز هستند.
12- Trend Lines یا خطوط روند
خطوط روند، خطوطی هستند که نقاط پایین در روند صعودی یا بالا در روند نزولی را به هم متصل می کنند. این خطوط به ما کمک می کنند تا جهت کلی بازار را درک کنیم و محدوده های احتمالی برگشت قیمت را تشخیص دهیم. جهت آشنایی با مفاهیم کلیدی و واژگان مهم در تحلیل های اقتصادی شرکت ها، مطلب اصطلاحات تحلیل بنیادی در سایت آقای ترید پیشنهاد می شود.
13- Breakaway Gap یا گپ شکست
گپ شکست زمانی رخ می دهد که قیمت یک دارایی با فاصله از محدوده قبلی خود و همراه با حجم معاملات بالا حرکت می کند. این نوع گپ معمولاً نشانه شروع یک روند قدرتمند جدید است و به ویژه در تحلیل تکنیکال به عنوان سیگنالی قابل اعتماد برای ورود به معامله در جهت گپ شناخته می شود.
14- Consolidation یا نوسان خنثی
در دوره های Consolidation قیمت در یک محدوده مشخص نوسان می کند بدون اینکه روند مشخصی داشته باشد. این حالت اغلب به عنوان مرحله ای از بلاتکلیفی در بازار دیده می شود که پس از آن، معمولاً شاهد یک شکست به سمت بالا یا پایین هستیم.
15- Divergence یا واگرایی
واگرایی زمانی رخ می دهد که قیمت و یک اندیکاتور در جهت مخالف حرکت می کنند. اگر بخواهیم شما را با مفهوم واگرایی آشنا کنیم، می توان به جدول زیر اشاره کرد:
نوع واگرایی | توضیح | سیگنال معاملاتی | اندیکاتورهای معمول |
---|---|---|---|
واگرایی صعودی | قیمت کف جدید میسازد، اما اندیکاتور کف بالاتر میسازد | احتمال برگشت صعودی | RSI، MACD، Stochastic |
واگرایی نزولی | قیمت سقف جدید میسازد، اما اندیکاتور سقف پایینتر میسازد | احتمال برگشت نزولی | RSI، MACD، Stochastic |
واگرایی مخفی صعودی | قیمت کف بالاتری میسازد، ولی اندیکاتور کف پایینتری میسازد | ادامه روند صعودی | RSI، MACD |
واگرایی مخفی نزولی | قیمت سقف پایینتری میسازد، اما اندیکاتور سقف بالاتری میسازد | ادامه روند نزولی | RSI، MACD |
16- Ichimoku Cloud یا ابر ایچیموکو
ابر ایچیموکو ابزاری ترکیبی در تحلیل تکنیکال است که شامل میانگین های متحرک، خطوط حمایتی و مقاومتی، و ابرهایی است که جهت و قدرت روند را مشخص می کنند. این سیستم شامل اجزایی مانند تنکان سن، کیجون سن و کومو است که با هم تصویری جامع از وضعیت بازار ارائه می دهند.
17- Pivot یا نقطه چرخش
نقطه پیوت سطحی در نمودار است که قیمت بارها به آن واکنش نشان داده، یا با عبور از آن حرکت شتاب دار رخ داده است. این نقاط می توانند به عنوان حمایت یا مقاومت عمل کنند و اگر شکسته شوند، معمولاً با افزایش حجم، حرکت سریعی در همان جهت اتفاق می افتد.
حرف آخر
شناخت اصطلاحات تحلیل تکنیکال، پایه و اساس موفقیت هر تریدر حرفه ای است. این واژگان به شما کمک می کنند تا نه تنها نمودارها و رفتار قیمت ها را بهتر درک کنید، بلکه با ابزارها و اندیکاتورهای مختلف، استراتژی های معاملاتی خود را بهینه کرده و ریسک ها را مدیریت کنید.
منابع: optimusfutures | tradingview